طراحی شهری شهروندگرا

نوآوری یا کپی برداری؟!

نو اندیشی و زایش علمی از ویژگی های نظریه پردازان علوم است که متاسفانه کمتر در ایران دیده می شود بالاخص در رشته شهرسازی و طراحی شهری که دیگر اصلا ردپایی از آن هم موجود نیست. افراد سرشناس این رشته که همگان آنها را برترین های ایران می دانند کپی بردارانی بیش نیستند. امروزه تحصیل در این رشته در دانشگاه تهران یا شهید بهشتی به پارادوکسی تبدیل شده. دانشگاه تهران!!! اوه اوه، دانشگاه شهید بهشتی!!!اوه اوه، اما که چی؟ که جایی درس بخوانیم که استادانش از استادی فقط نامش را یدک می کشند؟ جایی که نه منش استادی دارند و نه دانش استادی؟

درس ها و واحدهایی که سر و تهشان جز یک جزوه 30 صفحه ای بیشتر نیست؛ و کتابهایی که جز کپی برداری از منابع اصلی نیستند؛ و بدتر آنکه این کپی برداری بدون ذکر منبع صورت می گیرد و بعد به عنوان خلاقیت و نوآوری این اساتید به خورد دانشجوی بیچاره غافل می دهند؛ دانشجویی که اگر چشمش را کمی باز کند می بیند که اگر این استاد گرامی حرف جدیدی زده چرا در جهان حتی اسمی هم ازش برده نشده؟؟؟ خب ای استاد گرامی اگر می خواهی کار جدید انجام دهی حداقل به وضعیت شهرهای ایران چشمی بینداز. تو که دانش و نوآوری جهانی نداری حداقل به مسایل شهرهای ایرانی بپرداز.

برای من قدیمترها سوال بود که در مجلات و کنفرانس های بین المللی چرا همیشه تاکید می شود که به یک نمونه موردی خاص در کشور خود بپردازید و چرا نباید به مبانی نظری پرداخت. خب معلوم است به خاطر این است که آنها هم می دانند که مبانی ای که ما ارائه دهیم کپی برداری و جمع آوری ای بیش نیست. پس حداقل بیاییم و کاربرد نظریات جهانی را برای کشور خودمان بررسی کنیم و به نتایج بومی و در نهایت به تئوری های بومی دست پیدا کنیم.

تنها فردی که در این زمینه در ایران اقدامی انجام داد که متاسفانه آن طور که باید مورد توجه دانشجویان کنونی نیست و ارزش آن به طور واضح درک نشده کارهای مهندس توسلی است. ایشان حداقل به شناخت برخی شهرهای ایران پرداختند و منبعی برای ما فراهم آوردند که دیگر تکرار نشد و سایر شهرهای ایران در اقلیم های دیگر بدون بررسی باقی ماندند.

+   مریم خبازی ; ۸:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٢٤

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir