طراحی شهری شهروندگرا

امان از تهی بودن رشته های معماری و شهرسازی در ایران و متخصصان! تهی تر از آن

به نظر من همایشها و کنفرانسها و گردهمایی ها و بزرگداشتهای شهرسازی و معماری در ایران همه و همه یکی بدتر و ضعیفتر از دیگری برگزار می شوند. در 2 ماه اخیر ابتدا کنفرانس جان لنگ بود که فقط امده بود به شعور ایرانیان توهین کند، با صحبتهایی که در کنفرانس کرد که فقط راجع به کتاب طراحی شهری اش بود بدون هیچ نظری یا ارتباطی با مسایل ایران. و از طرف دیگر هم حضور کمرنگ استادان داخلی که نه می خواستند و نه می توانستند که حرف یا نکته جالب یا جدیدی بزنند. البته به غیر از دکتر جهانشاهلو که به اعتقاد بنده جزو معدود شهرسازان باسواد در ایران است و مهندس دانشمیر که بسیار باهوش و زیرک بود. سایر اساتید شرکت کننده بیشتر مایه خجالت بودند تا استادی که از سواد ایرانیان دفاع کنند!

 

کنفرانس بعدی در سنندج برگزار شد که سطح علمی فوق العاده پایین و نا امید کننده ای داشت. تنها مطلب دلخوش کننده مردم مهمان نواز و صمیمی و دوست داشتنی سنندج بودند که با برخورد خوب و مهربانشون فقط خاطره ی خوشی از یک سفر به یادماندنی برای ما به جا گذاشتند. شرکت کنندگان در کنفرانس فقط در حال شکایت از سالون و محل اسکان و پذیرایی و ... بودند! انگار نه انگار که تشریف آورده اند برای کنفرانس! یعنی متاسفانه شما هیچ فرقی بین قشر تحصیل کرده و عامه مردم مشاهده نمی کنید!!!

 

آخرین مورد هم بزرگداشت دکتر صارمی بود. دوستان جمع شده بودند تبلیغ دانشگاه تهران را بکنند تا مثلا معرفی یک استاد و بررسی آثارش یا خلاصه یک همچین چیزی. کلیپی هم که ساخته بودند افراد به اصطلاح دوستان دکتر صارمی به جای اینکه حداقل یک جمله مثبت راجع به این آدم بگویند فقط از اینکه از سال فلان می شناسندش و با ایشان مسافرت رفتند حرف می زدند. حالا من هم نمی گم این آقا فلان و بصار است چون در واقع ما اصلا فرد تاثیر گذاری در ایران به کل نداریم ولی حداقل چند تا جمله مثبت که مشود راجع به یک آدم پیدا کرد و گفت. یعنی امان از این قشر خودخواه و بخیل!

+   مریم خبازی ; ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٢۸

استفاده بهینه از فرصت های زیست محیطی در شهرهای شمالی ایران

استفاده بهینه از پتانسیلهای زیست محیطی هر مکانی نه تنها یک قدم مثبت بلکه حتی یک وظیفه است. در اغلب متون مربوط رشته های شهرسازی که به مسایل زیست محیطی اشاره ای دارند به این مقوله بارها و بارها تاکید می شود.

سنگاپور کشوری استوایی است که دارای فضای سبز بسیار زیبایی است که دولت این کشور به شدت از این پتانسیل محیطی استفاده برده و فضاهای کم نظیری در سطح شهر به وجود آورده است. در تمام شهر این پیوند بین طبیعت و محیط انسان ساخت جلوه گر بوده و خودنمایی می کند.

اما به عنوان مثال کشورهایی مانند مالزی و هندوستان که آب و هوا و محیط زیست مشابه سنگاپور دارند نتوانسته اند از این پتانسیل محیطی استفاده کنند و فضاهای عمومی و شهری همساز با طبیعت به وجود آورند.

متاسفانه در شمال کشور ما نیز همین مساله به چشم می خورد. شمال ایران با وجود زیبایی کم نظیر و آب و هوای ویژه اش مشابه این کشورهای گرمسیری بوده ولی متاسفانه شهرسازی ما نتوانسته این هماهنگی و هارمونی بین طبیعت و محیطهای انسان ساخت را به وجود آورد.

حتی در این حد که درون شهرهای شمالی حتی به اندازه تهران که آب و هوای متفاوتی دارد نیز نتوانسته فضای سبزش را به رخ بکشد. فضاهای شهری شمال نشانی از آن آب و هوا و سر سبزی را به همراه ندارند. و متاسفانه طرح های تفصیلی و جامع این شهرها عینا همچون سایر شهرهای ایران تهیه می شوند بدون اینکه به این پتانسیل زیست محیطی توجهی داشته باشند.

+   مریم خبازی ; ٩:۳٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٢/٩

نوآوری یا کپی برداری؟!

نو اندیشی و زایش علمی از ویژگی های نظریه پردازان علوم است که متاسفانه کمتر در ایران دیده می شود بالاخص در رشته شهرسازی و طراحی شهری که دیگر اصلا ردپایی از آن هم موجود نیست. افراد سرشناس این رشته که همگان آنها را برترین های ایران می دانند کپی بردارانی بیش نیستند. امروزه تحصیل در این رشته در دانشگاه تهران یا شهید بهشتی به پارادوکسی تبدیل شده. دانشگاه تهران!!! اوه اوه، دانشگاه شهید بهشتی!!!اوه اوه، اما که چی؟ که جایی درس بخوانیم که استادانش از استادی فقط نامش را یدک می کشند؟ جایی که نه منش استادی دارند و نه دانش استادی؟

درس ها و واحدهایی که سر و تهشان جز یک جزوه 30 صفحه ای بیشتر نیست؛ و کتابهایی که جز کپی برداری از منابع اصلی نیستند؛ و بدتر آنکه این کپی برداری بدون ذکر منبع صورت می گیرد و بعد به عنوان خلاقیت و نوآوری این اساتید به خورد دانشجوی بیچاره غافل می دهند؛ دانشجویی که اگر چشمش را کمی باز کند می بیند که اگر این استاد گرامی حرف جدیدی زده چرا در جهان حتی اسمی هم ازش برده نشده؟؟؟ خب ای استاد گرامی اگر می خواهی کار جدید انجام دهی حداقل به وضعیت شهرهای ایران چشمی بینداز. تو که دانش و نوآوری جهانی نداری حداقل به مسایل شهرهای ایرانی بپرداز.

برای من قدیمترها سوال بود که در مجلات و کنفرانس های بین المللی چرا همیشه تاکید می شود که به یک نمونه موردی خاص در کشور خود بپردازید و چرا نباید به مبانی نظری پرداخت. خب معلوم است به خاطر این است که آنها هم می دانند که مبانی ای که ما ارائه دهیم کپی برداری و جمع آوری ای بیش نیست. پس حداقل بیاییم و کاربرد نظریات جهانی را برای کشور خودمان بررسی کنیم و به نتایج بومی و در نهایت به تئوری های بومی دست پیدا کنیم.

تنها فردی که در این زمینه در ایران اقدامی انجام داد که متاسفانه آن طور که باید مورد توجه دانشجویان کنونی نیست و ارزش آن به طور واضح درک نشده کارهای مهندس توسلی است. ایشان حداقل به شناخت برخی شهرهای ایران پرداختند و منبعی برای ما فراهم آوردند که دیگر تکرار نشد و سایر شهرهای ایران در اقلیم های دیگر بدون بررسی باقی ماندند.

+   مریم خبازی ; ۸:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٢٤

ارتقا رفتار پایدار از طریق تغییرات کالبدی

تا کنون پژوهش خاصی در زمینه چگونگی ارتقا رفتار پایدار توسط طراحی شهری صوت نگرفته است. اما به نظر من با توجه به ورود مقوله پایداری به شهرسازی باید این جنبه نیز مورد توجه باشد. بعد از ورود این موضوع، شهرسازان تنها به اینکه چطور می توانند محیطی پایدار بسازند توجه کردند در حالی که می توان محیطی ساخت تا مشوق رفتارهای پایدار از سوی استفاده کنندگان باشد. یعنی قدمی فراتر گذاشته و بعد از طراحی محیطی پایدار، رفتارهای استفاده کنندگان را نیز پایدار کنیم. این مقوله از آن جهت اهمیت دارد که امروزه بخش عظیمی از آسیبهای زیست محیطی از طریق مردم عادی صورت می گیرد.

اما به نظر می رسد برای ارتقا رفتارهای پایدار نیاز به افزایش یکسری متغیرهای خاص باشد. این متغیرها عبارتند از:

افزایش ایمنی و امنیت به عنوان پایه ای ترین نیازهای بشری و بسترسازی برای رفتارهای مناسبتر،

ارتقا حس مکان و ارتقا حس تعلق در افراد نسبت به مکان،

افزایش حس جمع گرایی و از آن طریق افزایش تبادل نظرها و مشارکت و احتمال تشکیل جوامع طرفدار محیط زیست

افزایش آگاهی زیست محیطی از طرق مختلفی چون آموزش و تبلیغات به واسطه ارتقا حس جمع گرایی

و از همه مهمتر ایجاد انگیزه از طریق ایجاد محرکهای محیطی و کالبدی

و در نهایت نیز افزایش نظارت عمومی.

رسیدن به این اهداف از طریق تغییرات کالبدی از جمله توانشهای محیطی، ایجاد قرارگاههای رفتاری و استفاده از فعالیتهای بالقوه میسر می شود اما در این راه چندین موضوع ویژه به کمک طراحی شهری می آیند. Fun Theory,Social Learning Theory, Interactive Art از مهمترین این ابزارها و تئوری ها هستند. با استفاده از Fun Theory , Interactive Art  در بخش توانشهای محیطی و ایجاد انگیزه می توان کمک گرفت.

+   مریم خبازی ; ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۱

ارتقاء رفتار پایدار توسط طراحی شهری

تا حالا کسی از دوستان راجع به رفتار پایدار در شهرسازی چیزی شنیده؟ اینکه چگونه می توان از طریق تغییر در کالبد به رفتار پایدار دست یافت؟

+   مریم خبازی ; ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱٥

معضل بافت شطرنجی

واقعا به نظر من باید فکری به حال طرح های شطرنجی شهرها کرد،‌ در واقع فکری به حال طرح های تفصیلی و از همه بدتر شطرنجی کار کردن خیابان ها و کوچه ها کرد. این طرح شطرنجی نه تنها باعث بی هویتی و همسان شدن شهرهای گوناگون یا بخشهای مختلف یک شهر شده بلکه خطرات رانندگی را نیز افزایش می دهد.

در بخش کوچه های شطرنجی شهرها آمار تصادفات بسیار بالاست ، چراکه رانندگان با سرعت بالا در ترددند و چون معمولا به دلیل مستقیم بودن و طولانی بودن مسیرها تشخیص تقدم و تاخر برای رانندگان مشکل بوده یا اهمیتی به این موضوع نمی دهند تصادفات افزایش پیدا می کند.

شاید بتوان با ایجاد قطعات درشت دانه در کنار قطعات کوچکتر امکان ایجاد مسیرهای با پیچ و خم بیشتر را فراهم نمود. همچنین شاید مخلوطی از مسیرهای دایره ای و شطرنجی حداقل اندکی از زشتی بافت شطرنجی بکاهد.

+   مریم خبازی ; ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٤

لبه آب

لبه آب در اغلب نقاط دنیا یکی از بهترین فضاها برای ایجاد فضای شهری موفق است. بسیاری از شهرهای زیبای دنیا در حاشیه رودخانه ها و دریا و اقیانوس هستند. چون حواشی آب پتانسیل بسیار بالایی برای تبدیل شدن به فضای شهری موفق دارد. نه تنها آب و هوای مطبوع بلکه ایجاد مناظر زیبا از پتانسیل های آن است. به عنوان مثال در سنگاپور رودخانه ای که از وسط شهر عبور می کند یکی از مهمترین جاذبه های شهر هم برای شهروندان و هم برای توریست هاست.

ولی متاسفانه در ایران در اغلب شهرها حاشیه رودخانه ها محلی برای انباشته شدن زباله و بوی بد آن است. در تهران به جای اینکه از رودخانه ها به عنوان پتانسیلی برای تلطیف هوا و ایجاد فضاهای شهری استفاده شود، روی رودخانه ها بسته شده و تبدیل به پاساژ می شود که خود بالقوه خطرات زیست محیطی را افزایش می دهد، خطر سیل و ...

اصولا ما همواره به دنبال از بین بردن پتانسیل های مثبت هستیم از شهرداری گرفته تا طراحان و برنامه ریزان شهریمان.

+   مریم خبازی ; ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱/۱۸

دنیا و آخرت با زبان انگلیسی! :)

من فکر می کنم یکی از مهمترین دلایل اینکه علم امروز ما عقبتر از سایر کشورهاست مسئله ندانستن زبان است. البته همان طور که بهتر از من مطلعید منظورم زبان انگلیسی است.

من بارها شاهد این بودم که افرادی علاقه مند به یادگیری مباحث روز بوده اند اما به دلیل همین ندانستن زبان انگلیسی از علم روز محروم مانده اند. آیا بهتر نیست که هر چه زودتر برای این مشکل راه حلی بیابیم؟ مثلا صرف ارایه یکی دو واحد زبان تخصصی که خیلی ها با هزار جور راه حل های اخلاقی و غیر اخلاقی (خدای نکرده) آن را پاس می کنند که نشد راه حل.

راه حل باید دراز مدت تر با اثرگذاری طولانی تر باشد. مثلا دروس منبع فارسی نداشته باشند و اساتید فقط به منابع انگلیسی ارجاع دهند که این کار باید در تمامی دروس و در طول ۴ سال تحصیل صورت گیرد در این صورت دانشجویان عزیز از همان ابتدا با این قضیه آشنا می شوند و مجبور به دست و پنجه نرم کردن با منابع انگلیسی، در نهایت هم یاد می گیرند که فقط یک جزوه فارسی ٢٠-٣٠ صفحه ای به درد نه این دنیاشون می خورد و نه آخرتشون! با این روند جزوه ای، که تهی از هرگونه دانش هستند ما بیشتر و بیشتر افراد بی سواد رشد می دهیم و بهشان آموزش می دهیم که بی سواد باقی بمانند و بی سوادان بیشتری تربیت کنند. که فکر نمی کنم این روند ما رو به مدینه فاضله مان برساند.

+   مریم خبازی ; ٢:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/٧

← صفحه بعد
design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir